غزل ِ مرده!
من زاده ی غزل!
رنگی و ناب!
پر پیچ و تاب!
سرشار ِ لحظه های خوش!
دور از تلاطم ِ دنیایی و فریب!
عاشق و گرم
من زاده ی آن عشق کهنه ام
و کهنه تر از عشق بیژنم!
چون سادگی ِ لفظ سعدیم !!
گفتند :کهنه ای!
باری تو نو بگو!
هر چند که سیاه!
من گویمت سپید
هر چند که غزل!!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۱۲/۰۳ ساعت ۱۲:۴۰ ب.ظ توسط فریما
|
1-برداشت مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع مانعی ندارد.